چاپ هجدهم کتاب هیتلر در ایران

 

از حدود دو سال پیش بحث‌های موافق و مخالف درباره انتشار مجدد کتاب "نبرد من" آدولف هیتلر در آلمان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی بالا گرفته. در همین حال این کتاب جنجال‌برانگیز برای هجدهمین بار در ایران منتشر شده است.

 

بیش از شش دهه از انتشار قانونی آخرین چاپ کتاب "نبرد من" در آلمان می‌گذرد. آدولف هیتلر، رهبر نازی‌های آلمان، در این کتاب به تشریح دیدگاه‌ها و برنامه‌های سیاسی خود پرداخته است؛ دیدگاهی که رویای تسخیر جهان، محو برخی از اقوام و به زیر سلطه کشیدن برخی دیگر را در سر داشت.

 

حاصل اجرای برنامه‌هایی که هیتلر در این کتاب تشریح کرد، راه‌افتادن خشونت‌آمیزترین جنگ تاریخ بشر در سال‌های پایانی نیمه‌ی دوم قرن بیستم بود؛ جنگ دوم جهانی که نازی‌های آلمان در آن شکنجه، آزار و کشتار مردم بی‌گناه را به طور سیستماتیک در دستور کار قرار دادند و به نابودی حدود ۵۵ میلیون نفر و تخریب صدها شهر و روستا انجامید؛ جنگی که فجایعی مانند "هولوکاست" (کشتار جمعی یهودیان) را به بار آورد و چون کابوسی هولناک همچنان بر رویای دوران مدرن و دنیای آزاد سایه افکنده است.

 

از یادداشت‌های خام‌دستانه تا انجیل فاشیست‌ها

 

آدولف هیتلر نوشتن بخش نخست "نبرد من" را سال ۱۹۲۴، هنگامی که در زندان بود، آغاز کرد. بخش دوم، پایان همان سال پس از آزادی زودهنگام او از زندان نوشته شد. تابستان سال بعد جلد نخست و دسامبر ۱۹۲۶ قسمت دوم این کتاب انتشار یافت.

 

در سال‌های بعد "نبرد من" چند بار با تغییرات بسیار در قطع بزرگ منتشر شد، تا سال ۱۹۳۰ که در قطع و اندازه‌ای شبیه به انجیل و در یک جلد به بازار آمد. ناسیونال سوسیالیست‌های آلمان با این کار قصد داشتند، کتاب هیتلر را به عنوان مهم‌ترین کتاب پس از انحیل معرفی کنند. اما یادداشت‌های رهبر نازی‌ها تا به این شکل به "کتاب مقدس" فاشیست‌ها تبدیل شود، راه پر دست‌اندازی را پیمود.

 

اوتو اشتراوس، که برادرش هم‌بند هیتلر بود، در کتاب "هیتلر و من" می‌نویسد، نسخه‌ی اصلی "نبرد من" متنی خام‌دستانه و دشوارخوان بوده که در آن ایده‌های افراد مختلف در مورد ناسیونالیسم، سیاست خارجی و اندیشه‌های یهودی ستیزانه در هم ادغام شده بود.

 

به اعتقاد او، آنچه بعدا منتشر شد، حاصل کار ویراستارانی است که به افکار و ایده‌های مطرح شده در کتاب نظم و ترتیب دادند و آنها در جملاتی روشن‌تر و گویاتر بازنوشتند. محققان از مقایسه دست‌نوشته‌های اولیه هیتلر، که بخشی از آنها سال ۲۰۰۶ در مونیخ پیدا شد، با متن رسمی کتاب سهم تلاش‌هایی را که دیگران در سر و سامان دادن و منظم کردن متن و محتوای "نبرد من" داشته‌اند، آشکار کرده‌اند.

 

"نبرد من" به عنوان هدیه‌ی ازدواج

 

با قدرت گرفتن ناسیونال سوسیالیست‌ها در آلمان، فروش و توزیع "نیرد من" نیز رواج گرفت. از اواسط دهه‌ی سی میلادی، کتاب هیتلر به خرج دولت به زوج‌هایی تازه ‌ازدواج کرده هدیه می‌شد. همچنین فروش نسخه‌های دست دوم کتاب ممنوع بود تا مردمی که میل خواندن آن را ندارند، قادر به فروش‌اش نباشند.

 

نقش صلیب شکسته بر دیواری نزدیک حمام فین کاشان

  نقش صلیب شکسته بر دیواری نزدیک حمام فین کاشانتدریس این کتاب در مدرسه‌ها نیز به عنوان جزیی از برنامه‌ی تبلیغاتی حزب از همین دوران آغاز شد. از این کتاب تا پایان جنگ دوم جهانی نزدیک به یازده میلیون نسخه انتشار یافت که بخش اعظم آن یا رایگان توزیع، یا اجبارا خریداری شده بود.

 

نازی‌ها برای تبلیغات در جهت‌دهی افکار عمومی اهمیت فراوانی قائل بودند و انتشار چنین متن‌هایی از برنامه‌های اصلی حزب بود. ترجمه‌ی "نبرد من" به زبان‌های دیگر و استقبال از آن خارج از مرزهای آلمان دلایل متفاوتی دارد. برخی از منتقدان علت این امر در کشورهای اسلامی را بی‌ارتباط با اشغال این کشورها توسط نیروهای خارجی یا احساسات ضد یهودی برخی از گروه‌های افراطی نمی‌دانند.

 

در جمهوری اسلامی که انکار هولوکاست به یکی از محورهای اصلی نظریه‌های حکومت تبدیل شده، چاپ‌های متعدد کتاب هیتلر می‌تواند با چنین استدالالی قابل توجیه باشد. اما این کتاب پیش از شکل‌گیری حکومت اسلامی نیز به دلایل دیگر در ایران مورد استقبال قرار می‌گرفت.

 

از بساط کنار خیابان تا نمایشگاه کتاب تهران

 

اخیرا ترجمه‌ی فارسی "نبرد من" در ایران به چاپ هجدهم رسید. این کتاب با برگردان عنايت‌الله شكيباپور از سوی انتشارات دنيای كتاب به بازار عرضه شده است. نسخه‌های قدیمی کتاب را می‌توان در بساط بسیاری از کتاب‌فروشان کنار خیابان یافت.

 

در نمایشگاه کتاب تهران نیز نسخه‌های چیده شده‌ی "نبرد من" حکایت از پر خریدار بودن آن می‌کند. برخی از جوانان می‌گویند، کتاب را بر اثر کنجکاوی خریده‌اند، اما رغبتی به خواندن آن ندارند.

 

ایران در دوران نازی‌ها، و پیش از آن، روابط دوستانه‌ای با آلمان داشت. دخالت‌های شوروی سابق و انگلیس در ایران، کشور رسما بی‌طرف در جنگ دوم جهانی، را بیشتر به آلمانی‌ها متمایل می‌کرد. احساسات ناسیونالیستی و ضدیت با "دشمن مشترک" حتا برخی از روشنفکران را نیز به حمایت از آلمان هیتلری می‌کشاند.

 

جانبداری از آلمان برای مخالفت با انگلیس

 

عبدالعلی دستغیب، منتقد ادبی، در گفت‌وگویی با روزنامه‌ی شرق که ۲۱ اردیبهشت ۸۴ منتشر شد، می‌گوید: «پس از شهريور ۱۳۲۰ كه مباحث سياسى داغ بود، در مجالسى كه پدرم و ديگران بودند، بر سر مسائل جنگ جهانى دوم بحث‌هايى مى‌شد؛ در مورد نبرد استالين‌گراد، فتوحات آلمان و ساير مسائل. ايرانيان هم به هيتلر و آلمان علاقه خاصى داشتند.»

 

احمد شاملو در همین دوران به جرم عضویت در یکی از گروه‌های طرفدار نازی‌ها مدتی در زندان متفقین بود. او بعدا از این کار به عنوان حماقت‌های نوجوانی یاد کرده و انگیزه‌ی آن را احساسات وطن‌پرستانه‌ای بیان می‌کند که کورکورانه راه مخالفت با دخالت انگلیس و شوروی را در نزدیکی با آلمان می‌دیدند. شاملو در سال‌های بعد بارها نفرت خود را از فاشیسم و تفکرات نژادپرستانه اعلام و آثاری را در مورد اردوگاه‌های مرگ و کشتار یهودیان به فارسی ترجمه کرد.

 

هدیه‌ی رضا شاه به هیتلر

 

حکومت رضا شاه با آلمان روابط گسترده‌ای داشت. او هم نظامی‌گری نازی‌ها و هم صنعت پیشرفته‌ی آلمان را می‌ستود. حضور صدها کارشناس آلمانی در ایران که در پروژه‌های مختلف مشغول کار بودند، یکی از بهانه‌های اشغال کشور توسط متفقین بود.

 

هیتلر نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی ایران و نفت از تعمیق روابط دوجانبه استقبال می‌کرد. او فرارسیدن نوروز را با ارسال نامه‌ای به رضا شاه تبریک گفته است. تاج‌الملوک، همسر رضاشاه، در خاطرات خود از دیداری با هیتلر حکایت می‌کند که در آن دو فرش، یکی با تصویر هیتلر و دیگر با نقش صلیب شکسته را از جانب همسرش به او هدیه کرده است.

 

برخی از ناسیونالیست‌های ایران به دلیل استفاده از چنین سمبل‌هایی، که در ایران باستان به عنوان نماد گردونه‌ی خورشید به کار می‌رفته، و ادعاهای نازی‌ها در مورد برتری نژاد آریایی، خود را به ناسیونال سوسیالیست‌های آلمانی نزدیک احساس می‌کنند. بسیاری از ناظران چنین تمایلاتی را بیشتر به حساب ناآگاهی از واقعیت‌های تاریخی می‌گذراند تا اعتقاد به نژادپرستی و تفکرات فاشیستی هیتلر.

 

تاج‌الملوک در خاطراتش می‌گوید: «رضا كه از دخالت‌های انگلستان در امور ايران به تنگ آمده بود به طرف آلمانی‌ها گرايش و علاقه پيدا كرد و طی چند سال روابط ايران و آلمان خيلی صميمانه شد.»

 

ظاهرا این نارضایتی و جانبداری در بین مردم هم رسوخ کرده، بدون آنکه ایده‌های نژادپرستانه و فاشیستی نقشی در این رفتار داشته باشد. به گفته‌ی همسر رضا شاه، برخی از جوانان موهایشان را به سبک هیتلر آرایش می‌کردند، در خیابان سلام هیتلری به هم می‌دادند و با شنیدن خبر پیروزهای آلمان از رادیو هورا می‌کشیدند.

 

«رفتار عجیب ایرانیان» با آلمانی‌ها

 

روزنامه اعتماد ملی در یادداشتی که نهم اردیبهشت ۸۸ زیر عنوان «ما و پیشوا» منتشر کرد، از رفتار عجیب ایرانیانی یاد می‌کند که در مواجهه با توریست‌های آلمانی «بدون اطلاع از نفرت و بدنامی پيشوا در ميان آلمانی‌ها، از قدرت و هيبت نازی‌ها و هيتلر با آنان سخن می‌گويند.»

 

دادن سلام هیتلری به توریست‌های آلمانی، که در ایران به کرات تکرار می‌شود، در نظر بسیاری از تحلیلگران، نه نشانه‌ای از طرفداری از نازی‌هاست و نه به قصد تحقیر و توهین انجام می‌شود. این عمل را اغلب به حساب کم‌اطلاعی از واقعیت‌های جنگ دوم جهانی و وضعیت امروز جامعه آلمان می‌گذراند.

 

شاید کسانی چون محمود احمدی‌نژاد، که در هر فرصتی به انکار هولوکاست می‌پردازند، در رواج این بیگانگی با جنایات صورت گرفته در دوران جنگ دوم بی‌تاثیر نباشند. در سال‌های اخیر بر روی میز کتاب‌هایی که گاهی در مراکز توریستی برپا می‌شود، کتاب "نبرد من" در کنار نوشته‌هایی که کشتار یهودیان را انکار می‌کند، فراوان به چشم می‌خورد.

 

مناقشه‌ی بی‌پایان

 

در آلمان پس از جنگ، "نبرد من" همیشه مناقشه‌برانگیز بوده است؛ عده‌ای معتقدند عدم انتشار این کتاب کنجکاوی نسل جوان را بیشتر می‌کند، و عده‌ای اعتقاد دارند، به دلیل فجایعی که هیتلر باعث آن شد، منتشر کردن نوشته‌ای که زمینه‌ساز فکری و ایدئولوژیک این جنایت‌ها بود اخلاقا قابل دفاع نیست.

 

برخلاف تصور رایج، داشتن و حتا فروش نسخه‌ی کهنه‌ی این کتاب در آلمان ممنوع نیست. عدم انتشار آن در ۶۳ سال گذشته نیز عمدتا به دلیل مخالفت وزارت دارایی ایالت بایرن بوده که امتیاز نشر آن را در اختیار دارد. مطابق قوانین آلمان باید از مرگ مولف ۷۰ سال گذشته باشد تا انحصار حق چاپ آثارش لغو شود. به این ترتیب از سال ۲۰۱۵ میلادی هر ناشری اجازه دارد "نبرد من" را منتشر کند و قوانین موجود مانعی در راه انجام این کار نگذاشته است.

 

عدم مخالفت با انتشار کتابی «شرم‌آور»

 

از دو سال پیش خبرهایی در مورد انتشار چاپ تازه‌ای از این کتاب توسط انستیتوی تاریخ مونیخ منتشر شده است. قرار است با یاری گروهی از تاریخ‌دانان و پژوهشگران، این اثر همراه با توضیحات و حواشی لازم برای روشن شدن برخی واقعیت‌ها منتشر شود. بعضی از منابع، علت اصلی عدم انتشار "نبرد من" در شش دهه‌ی گذشته را مخالفت یهودیان عنوان کرده‌اند.

 

اشتفان کرامر، دبیرکل «شورای مرکزی یهودیان آلمان»، پنجم سپتامبر گفت، نه تنها با اقدام انستیتوی تاریخ مونیخ مخالفتی ندارد، که آن را کاری «مفید و مهم» هم می‌داند و از آن حمایت می‌کند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند، انتشار این کتاب به منتقدان امکان می‌دهد با نقد ایده‌های مطرح شده در آن، نسل جوان را با پیامدهای تفکرات فاشیستی و نژادپرستانه آشنا کنند.

 

رئيس موسسه بين‌المللی پژوهش‌های هولوکاست نیز با این استدلال که متن کتاب از طریق اینترنت در دسترس همه است خواستار انتشار چاپ تازه‌ای از آن در قالب یک کار دانشگاهی و پژوهشی شده است.

 

ولفگانگ هویبیش، وزیر علوم ایالت بایرن، بیستم ژوئن ۸۸، در مراسم شستمین سالگرد تاسیس انستیتو تاریخ مونیخ، انتشار چاپی انتقادی و علمی از اثر هیتلر را لازم خواند. او "نبرد من" را اثری «شرم‌آور» توصیف کرد و با اشاره به لغو انحصار نشر آن در سال ۲۰۱۵ گفت، این خطر وجود دارد که «شارلاتان‌ها و نئونازی‌ها» به چاپ وسیع این کتاب به شکل سابق بپردازند.

انتشار "نبرد من" کتاب تبلیغاتی هیتلر در آلمان

"انستیتوی تاریخ معاصر" در مونیخ گفته است که قصد دارد کتاب "نبرد من" رساله تبلیغاتی آدولف هیتلر را منتشر کند. این کتاب از سال ۱۹۴۵ دیگر در آلمان منتشر نشده و هنوز عده‌ای با انتشار آن مخالف هستند.

 

معروف است که وقتی آدولف هیتلر رهبر حزب ناسیونال سوسیالیسم در سال ۱۹۲۴ به جرم فعالیت‌های سیاسی افراطی و تبلیغ خشونت به زندان افتاده بود، سایر زندانیان که از شعارهای تند و تیز او خسته شده بودند، او را تشویق کردند به جای پرگویی و جر و بحث با دیگران، در گوشه‌ای بنشیند، عقاید خود را در کتابی بنویسد تا همه آن را بخوانند.

هیتلر نظریات خود درباره برتری نژاد آلمانی، ضرورت پاک نگه داشتن این نژاد از نفوذ عناصر "ناپاک" خارجی و به ویژه حق نژاد "آریایی" به تسلط بر دیگران و نابود کردن آنها را در این کتاب به تفصیل و به اصطلاح با استدلال "علمی" بیان کرده است.

پس از شکست رایش سوم در جنگ جهانی دوم و اشغال آلمان توسط متفقین در مه ۱۹۴۵، تمام دارایی هیتلر، از جمله حق نشر کتاب "نبرد من" به وزارت دارایی ایالت بایرن واگذار شد، تا از نشر کتاب در آینده جلوگیری شود.

اما طبق قانون، ۷۰ سال پس از مرگ مصنف هر اثری، حق تألیف آن اثر لغو می‌شود، و هر کسی آزاد است آن اثر را منتشر کند. در سال ۲۰۱۵ از مرگ آدولف هیتلر ۷۰ سال خواهد گذشت. رهبر ناسیونال سوسیالیسم در مه ۱۹۴۵ خودکشی کرد.

یک چاپ منقح و انتقادی

"انستیتوی تاریخ معاصر" در مونیخ گفته است قصد دارد نسخه‌ای ویراسته و انتقادی از "نبرد من" منتشر کند، تا گروه‌های ریز و درشت نونازی نتوانند از کتاب برای اهداف تبلیغی خود بهره‌برداری کنند.

از کتاب هیتلر پیش از پایان جنگ ۱۲ میلیون نسخه چاپ و پخش شد

از کتاب هیتلر پیش از پایان جنگ ۱۲ میلیون نسخه چاپ و پخش شد

با وجود این که در آلمان "ترویج عقاید نازی" ممنوع است، اما گروه‌های ناسیونالیست افراطی با عناوین و سرپوش‌های دیگری عقاید رهبر نازی را تبلیغ می‌کنند. بسیاری از محافل سیاسی و اجتماعی نگران هستند که نشر دوباره‌ی کتاب هیتلر بتواند غذای تبلیغاتی تازه‌ای برای گروه‌های افراطی فراهم کند.

اما بنیاد "انستیتوی تاریخ معاصر" عقیده دارد که این نگرانی به دو دلیل موجه نیست: نخست آن که کتاب هیتلر امروز هم برای همگان در دسترس است: تا پیش از سقوط آلمان نازی، ۱۲ میلیون نسخه از "نبرد من" چاپ شد، و به عنوان رساله‌ای تبلیغی در میان مردم پخش شد. هنوز نسخه‌های کهنه‌ی این کتاب را می‌توان در گوشه و کنار خانه‌های قدیمی پیدا کرد. بر کسی پوشیده نیست که این کتاب در دست گروه‌های نونازی می‌چرخد.

اگر کسی بخواهد "نبرد من" را به زبان آلمانی بخواند، هم می‌تواند آن را در خارج بخرد و هم از اینترنت تهیه کند، و مشکلی نخواهد داشت.

دیگر آن که مؤسسۀ تحقیقی مستقر در مونیخ تأکید می‌کند که قصد دارد کتاب هیتلر را با توضیحات و تعلیق‌‌های کافی منتشر کند. نشر تازه نشان خواهد داد که چگونه عقاید آدمی متعصب و کم‌سواد، به هولناک‌ترین جنایت‌ها در تاریخ معاصر منجر شد.

به نظر بسیاری از پژوهشگران انتشار کتاب هیتلر نه تنها زیانی ندارد، بلکه می‌تواند در روشن کردن جوانان مفید باشد، زیرا خواهند دید در کتابی که چنین خطرناک دانسته شده، در واقع جز مشتی "یاوه‌های آشفته و نامعقول" چیزی وجود ندارد.

بقایای جسد هیتلر، چه سرنوشتی پیدا کرد؟!

در اوایل ژوئن سال ۱۹۴۵، ارتش شوروی جسد هیتلر و براون را در جنگلی در بیرون شهر راتنئو Rathenau به خاک سپرد. ۸ ماه بعد، یعنی در فوریه سال ۱۹۴۶، جسدها مجددا از خاک بیرون آورده شدند و در یک پادگان ارتش شوروی در شهر ماگدبرگ آلمان شرقی، دفن شدند.

تا زمانی که روس‌ها بر محل دفن تسلط داشتند، خیالشان از دسترسی غریبه‌ها به محل دفن، راحت بود. اما در مارس ۱۹۷۰، یعنی زمانی که قرار شد که شوروی این پادگان را تخیله کند و آن را تحویل مقامات آلمان شرقی بدهد، این واهمه در سر مقامات امنیتی شوروی شکل گرفت که ممکن است، محل دفن هیتلر به پرستشگاه کسانی تبدیل شود که عقاید فاشیستی دارند.

رئیس وقت KGB ‌در آن زمان، یوری آندروپوف بود، او با کسب موافقت از سران حزب کمونیست، اجازه یافت که یک مأموریت فوق سری را برای امحاء بقایای اجساد هیتلر و دیگر نازی‌ها به مرحله اجرا درآورد.

اسم رمز این عملیات آرشیو یا The Archives بود و به وسیله گروهی از عوامل KGB انجام شد. این عملیات در ۴ آوریل سال ۱۹۷۰ انجام شد. آنها دو پروتکل برای این عملیات داشتند. در یک پروتکل، آنها می‌توانستند با انهدام فیزیکی کل محل، مأموریت را به انجام برسانند، اما در پروتکل بعدی، آنها با نبش قبر، بایستی بقایای اجساد را بیرون می‌آوردند و نابود می‌کردند. آنها ترجیح دادند از شیوه دوم استفاده کنند. بقایای اجساد در یک کوره، در بیرون شهر شوئنبک Shoenebeck که در ۱۱ کیلومتری ماگدبرگ بود، سوزانده شد، خاکسترها جمع شد و به رود Biederitz ریخته شدند.

تنها قسمت‌هایی که از بدن هیتلر باقی ماند، قسمت‌هایی از استخوان آرواره و جمجمه او بود که به روسیه فرستاده شد. FSB شکی در متعلق بودن این قطعات استخوانی به هیتلر ندارد. در سال ۲۰۰۰، در جریان نمایشگاه جنگ جهانی دوم در مسکو، این قطعات جمجمه هیتلر که سوراخ گلوله‌ای که هیتلر با آن خودکشی کرده بود، روی آن مشخص بود، به نمایش گذاشته شد.

آدولف هيتلر خودكشي كرد


در روز 30 آوريل ، نيروهاي شوروي فقط چند صدمتر با بونكر زيرزميني هيتلر فاصله داشتند.

مقامات ورماخت ، ارتش آلمان ، به آدولف هيتلر 56 ساله اطلاع دادند كه هيچ راهي براي فرار وجود ندارد.

هيتلر كه همواره گفته بود هرگز شخصا تسليم نمي شود تصميم گرفت خودكشي كند.

او دستور داد پس از مرگ جسدش را بسوزانند تا به دست نيروهاي شوروي نيفتد و به معرض نمايش در نيايد.

براساس روايات تاريخي در روز 30 آوريل حوالي ساعت 15 و 30 دقيقه هيتلر ابتدا به اوا براون همسرش كه شب قبل با او ازدواج كرده بود زهر خوراند و سپس با شليك گلوله اي به سرش خودكشي كرد.

سال ها تصور مي شد جسد هيتلر و اوا براون همان گونه كه دستور داده بود در حياط كوچك بونكر با بنزين به آتش كشيده شده و بقاياي اجساد شبانه دفن شده اند. اما نگهبانان بونكر ترجيح دادند كه زودتر از محل فرار كرده و اسير نيروهاي شوروي نشوند.

نيروهاي شوروي پس از تصرف بونكر جسد هيتلر را بيرون آورده و به مسكو منتقل كردند. روس ها سال ها اين راز را فاش نكردند تا عاقبت عكس هايي كه سربازان شوروي از جسد هيتلر گرفته بودند را منتشر كردند.

يك هفته پس از خودكشي هيتلر در روز 8 مه سال 1945 آلمان نازي بدون قيد و شرط تسليم نيروهاي متفقين شد.

به اين ترتيب ، در روز 30 آوريل سال 1945 ميلادي آدولف هيتلر رهبر آلمان نازي كه مسبب آغاز جنگ جهاني دوم ، مرگبارترين جنگ تاريخ بشر بود در بونكر زيرزميني اش در شهر برلين به همراه همسرش اوا براون خودكشي كرد.

خودكشي آدولف هيتلر پايان رايش سوم بود كه هيتلر دوره بقاي آن را هزار سال پيش بيني كرده بود.

وصیتنامه ی سیاسی هیتلر


از زمانی که داوطلبانه و در کمال فروتنی در جنگ اوّل جهانی که به کشور رایش تحمیل شد خدمت کردم ، سی سال می گذرد. در این سه دهه ، تنها راهنمای من در تمام افکار ، اعمال و زندگیم ، عشق و وفاداری نسبت به این ملّت بوده است. این عشق و علاقه به من قدرت می داد تا بتوانم پیرامون دشوارترین مسائلی که تاکنون در برابر یک موجود فانی قرار گرفته است ، تصمیم بگیرم. در این سه دهه ، تمام سلامت و نیرویم را صرف کرده ام.اینکه من و یا هر کس دیگری در آلمان در سال ۱۹۳۹ خواستار جنگ بوده ایم ، به هیچ وجه واقعیّت ندارد. این جنگ ، به ویژه ، خواستهٔ دولتمردانی بود که یا خود یهودی بودند و یا در راه منافع یهودیان فعالیّت می کردند و همانها بودند که به جنگ دامن زدند. در پی شش سال جنگی که علیرغم تمام موانع ، روزی از آن به عنوان با شکوهترین و قهرمانانه ترین جلوهٔ مبارزات یک کشور به منظور بقای یک ملّت ، یاد خواهد شد. من نمی توانم از شهری که پایتخت این کشور است ، دست بردارم. از آنجا که نیرویمان ناچیز تر از آن است که بتوانیم بیش از این در برابر حملهٔ دشمن مقاومت کنیم و مقاومت ما نیز به تدریج به وسیلهٔ مردانی کور و بی اراده تحلیل خواهد رفت ، آرزو می کنم که در سرنوشت میلیونها انسان دیگری که تصمیم گرفته اند در این شهر باقی بمانند ، شریک باشم. گذشته از این ، هرگز در دستهای دشمنانی که خواستار نمایشی تازه جهت توده های دیوانهٔ خود هستند ، نخواهم افتاد. بنابراین تصمیم گرفته ام در برلین بمانم ، و در لحظه ای که مطمئن شوم که وضعیت پیشوا و حکومت در معرض خطر و سقوط حتمی قرار گرفته است ، مرگ را داوطلبانه پذیرا شوم. با قلبی شاد و آگاهی از یک وحدت بی مانند در تاریخ ، از فداکاری ها و دستاوردهای سربازانمان در جبهه های جنگ ، زنانمان در خانه ها ، دهقانان و کارگران و جوانانمان تشکّر و قدردانی می کنم. آرزو و درخواستم این است که ملّت آلمان ، هرگز و تحت هیچ شرایطی در هیچ مبارزه ای تسلیم نشوند و با تمام توان خود ، و با وفاداری نسبت به مبانی و اصول «کلاوزه ویتز» علیه دشمنان سرزمین مادری خود بجنگند. از وفاداری سربازان آلمان و نیز از مشارکت و همدلی من با آنها در مرگ ، بذری در زمین پاشیده خواهد شد که روزی در تاریخ آلمان رشد خواهد کرد و در نتیجه یک ملّت متحد واقعی تحقق خواهد بخشید… پیش از مرگ ، رایش مارشال هرمان گورینگ را از حزب بیرن می اندازم و تمامی حقوق را که به موجب حکم روز بیست و نه ژوئن ۱۹۴۱ و نیز سخنرانی در رایشتاگ در اوّل سپتامبر ۱۹۳۹ به وی تفویض کرده ام ، از او می گیرم. گورنینگ و هیملر ، جدا از عدم وفاداری نسبت به من ، با مذاکرات محرمانه با دشمن که بدون آگاهی و بر خلاف میل من انجام گرفت ، و نیز اقدام به اعمال غیر قانونی برای کنترل کشور ، شرمندگی جبران ناپذیری برای کشور آلمان به بار آوردند. به منظور تقدیم دولتی که از مردان با شرف تشکیل شده ، و قادر است وظیفهٔ ادامهٔ جنگ را با تمام نیرو انجام بدهد ، افراد زیر را به عنوان کابینهٔ جدید منسوب می کنم: • رئیس جمهور: دونیتس • صدر اعظم: دکتر گوبلز • وزیر حزب: بورمن • وزیر امور خارجه: زایس اینکوارت باشد که کابینهٔ جدید ، نسبت به وظیفهٔ خود که برقراری نظام ناسیونال سوسیالستی در کشور است آگاه باشد و شرایطی را بوجود آورد که هر فرد آلمانی ، خدمت در راه منافع عموم را به منافع شخص خود ارجح بداند.از ملّت آلمان ، تمام مردان و زنان ناسیونال سوسیاليست و نیز تمام افراد ارتش می خواهم که تا دم مرگ نسبت به دولت و رئیس جمهور جدید وفادار بوده ، از اوامر آنها اطاعت کنند. از این مهمتر ، اینکه به دولت و ملّت آلمان دستور می دهم که همواره قوانین نژادی را مورد مراقبت و ملاحظه قرار بدهند. ۲9 آوریل 1945

آدلف هیتلر قسمت اول

آدولف هیتلر

آدولف هیتلر

شناسنامه

زادروز

۲۰ آوریل ۱۸۸۹

زادگاه

براونا - آم - این
، امپراتوری اتریش - مجارستان

تاریخ مرگ

۳۰ آوریل ۱۹۴۵

محل مرگ

برلین
، آلمان

همسر

اوا براون

فرزندان

پدر آلویس هیتلر
مادر کلارا هیتلر

اطلاعات سیاسی

حزب سیاسی

حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان
حزب نازی

سمت

صدر اعظم آلمان (از ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵)


آدولف هیتلر (زاده ۲۰ آوریل، ۱۸۸۹درگذشته ۳۰ آوریل، ۱۹۴۵) رهبر حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان در سالهای ۱۹۲۰ و ۱۹۲۱ و به مدت ۱۲ سال صدراعظم و پیشوای آلمان در بین سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ (دوران حکومت حزب نازی) در آلمان بود.[۱]

هیتلر به عنوان یک کهنه‌سرباز نشان‌دار جنگ جهانی اول، در سال ۱۹۲۰ به حزب نازی پیوست و در ۱۹۲۱ به ریاست آن رسید. او پس از زندانی شدن به خاطر شرکت در کودتای نافرجام ۱۹۲۳، با ترویج ایده‌های ناسیونالیستی، ضد کمونیستی و یهودستیزی و ایراد سخنرانیهای پرشور و پروپاگاندا، حامیانی در سطح کشور آلمان به دست آورد. هیتلر در سال ۱۹۳۳ به مقام صدراعظمی رسید و بیدرنگ یک دیکتاتوری فاشیستی تک حزبی را بنیان نهاد.[۱]. مجموعهٔ ارتشی- صنعتی آلمان توانست قوای تحلیل رفته این کشور را ترمیم و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا در زمان خود نماید. هیتلر سیاست خارجی خود را با هدف تصرف فضای حیاتی بیشتر دنبال نمود و یکی از دلایل اولیه و عمده وقوع جنگ جهانی دوم الحاق اتریش و تهاجم به چکسلواکی و لهستان در ۱۹۳۹ توسط او بود که در نتیجه بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند. جنگی که بین دو قدرت محور و متفقین درگرفت و در طی این مدت اروپا و همچنین سایر نقاط دنیا شاهد ویرانی‌ها و تلفات بسیار بود.

اگرچه در عرض سه سال، آلمان و نیروهای محور بیشتر مناطق اروپا، بخشهای بزرگی از آفریقا، شرق آسیا و اقیانوسیه را اشغال نمودند، نیروهای متفقین از سال ۱۹۴۲ به بعد، از آنان پیشی گرفته و در سال ۱۹۴۵ آلمان را از هر سو احاطه نمودند. وی در همان سال و در هنگام فتح برلین، به ضرب گلوله خودکشی نمود. این جنگ در نهایت به کشته و زخمی‌شدن بسیاری منجر شد، از آن جمله می‌توان به کشتار دسته‌جمعی و سیستماتیک یهودیان که تعداد آن شش میلیون نفر تخمین زده می‌شود و همچنین میلیونها انسان دیگر توسط نازی‌ها و متحدان آنان اشاره کرد که به واقعه هولوکاست معروف گشته‌است.[۲]

آدلف هیتلر قسمت دوم

رابطه با اعراب

محمد امین الحسینی در حال مذاکره با آدولف هیتلر - برلین ۱۹۴۱

محمد امین الحسینی مفتی اعظم بیت المقدس در سفر به برلین در سال ۱۹۴۱ در آغاز جنگ جهانی دوم با هیتلر دربارهٔ حل مسالهٔ یهودیان خاورمیانه و مقابله با صهیونیسم و خاتمه دادن به زندگی یهودیان گفتگو کرد.[۴][۵] در حالیکه هیتلر خواستار بیرون راندن یهودیان از اروپا به سرزمین فلسطین بود، الحسینی آنرا تهدیدی برای امنیت حضور خود در فلسطین می‌دانست و توانست هیتلر را برای نابودی یهودیان به جای بیرون راندن آنها متقاعد نماید.[۶] در ۲۵ آوریل همان سال، الحسینی طراح اصلی حمله نازیها به بوسنی شد. تحت نظر او صربهای مسیحی ارتدوکس برای متمایز شدن، مجبور به استفاده از بازوبند آبی و صربهای یهودی مجبور به استفاده از بازوبند زرد شدند. در همین حال، وقتی الحسینی خود را «محافظ اسلام» خواند، حدود صد هزار نفر از بوسنیایی‌های مسلمان به دسته‌های نازی پیوستند. تحت فرمان او دویست هزار مسیحی ارتدوکس صرب، ۲۲٬۰۰۰ نفر از یهودیان بوسنی و بیش از ۴۰٬۰۰۰ کولی به قتل رسیدند که بعدها عامل مهم نفرت بین بوسنیایی‌ها و صربها در جنگ بوسنی و هرزگووین و صربستان در دهه ۱۹۹۰ شناخته شد.[۷]

در مسیر شکست

حمله آلمان به روسیه در آغاز برق‌آسا بود و پیروزی‌های چشمگیری را برای نازی‌ها به دست آورد ولی با آغاز سرما ورق برگشت. سازمان هواشناسی آلمان زمستان بسیار سردی را پیش‌بینی نکرده بود ولی در عمل چنین شد، زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود. شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت. استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای شرقی شوروی را به جبهه غربی کشاند. حمله به ایران نیز آذوقه و سوخت و مهمات و جنگ‌افزار غربی‌ها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را به روس‌ها رساند. فرماندهان و سپهبدان آلمانی تسلیم شدند و روس‌ها به سوی آلمان پیشروی کردند. در غرب نیز نیروی‌های آمریکایی و بریتانیایی و تنی چند فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی (D-Day) در سواحل نرماندی در شمال فرانسه پیاده شدند. هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد.

شکست و مرگ

آدولف هیتلر رهبر -رایش سوّم- در شامگاه ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت.هیتلر ۳۶ ساعت قبل از مرگش با معشوقه خود، اوا براون که از زمان شروع فعالیت در حزب نازی با او در یک عکاسی که مشتری آنجا بود آشنا شده بود پیمان زناشویی بست و با اینکه خبر نفوذ نیروهای متفقین تائید شده بود،هیتلر در آخرین ساعات عمرش با اوا براون ازدواج کرد و هنگام خودکشی نیز اوا همراه وی همزمان دست به خودکشی زد. ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی در روزِ دیD-Day) ضربات سنگینی متحمل شدند. از آغاز سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش‌های ایالات متحده آمریکا و بریتانیا از غرب و ارتش سرخ شوروی از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ شوروی شهر برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. هیتلر در مخفیگاه خود، به همراه همسر تازه اش اوا براون دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند. پیکر بی جان آن دو را دکتر گوبلز و سایرین که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر که خواسته بود پیکرش -چون موسولینی- به دست دشمنان نیفتد سوزانده شد.

میراث

خارج از ساختمان زادگاه هیتلر در -براونا-آم-این در اتریش- نوشته‌های حکاکی‌شده این نشان سنگی، یادآور وحشت جنگ جهانی دوم و بانی آن آدولف هیتلر است.

از هنگام مرگ آدولف هیتلر کتابهای بسیاری درباره او به‌ویژه با شروع هزاره جدید نگاشته شده و در کشورهای فاتح جنگ نوعی همرایی درباره نقش مهم منفی او در تاریخ وجود دارد. برخلاف جنگ جهانی اول که دولتمردان و حکام مختلفی مسئول شروع آن شناخته شده‌اند، هیتلر به طور عمده و به تنهایی مسبب آغاز جنگ جهانی دوم معرفی می‌شود.[۱]. نمایش سواستیکای نازی یا دیگر نمادهای نازی در آلمان ممنوع است.

با وجود محکومیتی که توسط بسیاری از شخصیت‌های ملی، علیه هیتلر صورت گرفت، نمونه‌هایی از افرادی که به میراث هیتلر الفاظی بی طرفانه نسبت داده‌اند و یا به طرفداری از آن برخاسته‌اند نیز به ویژه در جنوب آمریکا و بخش‌هایی از آسیا وجود داشته‌است. او گاهی اوقات، تنها به دلیل ویژگی یهودی ستیزیش، به عنوان چهره‌ای مثبت در جهان اسلام توصیف شده‌است. در سال ۱۹۵۳، رئیس جمهور پیشین مصر انور سادات نوشتاری مبنی بر طرفداری از هیتلر به رشتهٔ تحریر درآورده‌است. لوویس فاراخان به او نسبت «مرد بسیار بزرگ» داده‌بود. بال تاکرای (Bal Thackeray) رهبر جناح راست حزب شیو سنا (Shiv Sena)، در ایالت ماهاراشترای هند در سال ۱۹۹۵ نشان داد که یکی از تحسین کننده‌های هیتلر است.

خارج از زادگاه هیتلر -براونا-آم-این در اتریش- نشان سنگی حکاکی شده‌ای وجود دارد با این مضمون:

FÜR FRIEDEN FREIHEIT
UND DEMOKRATIE
NIE WIEDER FASCHISMUS
MILLIONEN TOTE MAHNEN

که ترجمهٔ آزاد آن اینچنین است:

«برای دستیابی به صلح، آزادی// و دموکراسی// حکومت فاشیستی دیگر هرگز// میلیون‌ها کشته [این را] به یاد [ما] می‌آورد[۸]

خانواده هیتلر

تبارنامه آدولف هیتلر

خاستگاه نام هیتلر

دو نظریه درباره خاستگاه نام «هیتلر» وجود دارد:

  • (۱) در آلمانی هاتلر و مشابه آن، «کسی که در کلبه زندگی می‌کند»، «چوپان».
  • (۲) در اسلاوی هایدلر و هایدلرک و مشابه آن